چی کار میکنین؟
رئیس حراست و بپا های حراست رو اطرافتون ببینین چی کار میکنین؟
اگه از وقتی وارد دانشگاه میشین تا وقتی خارج میشین از دانشگاه همش نگران باشین که بهتون گیر بدن چی کار میکنین؟
اگه تا میان خونه تا وقتی ا خونه خارج میشین همش بترسین که همسایه ها کودتا بکنن (چون دانشجویین و بزگتر ندارین و احتمالن بزرگترتون اونا هستن) چی کا میکنین؟
اگه وقتی میخواین لباس بپوشین ندونین که چی باید بپوشین که کسی بهتون کاری نداشته باشه چی کار میکنین؟
اگه وقتی بخواین حرف بزنین ندونین چه حرفی بزنین که کسی کاری بتون نداشته باشه چی کار میکنین؟
اگه وقتی بخواین بخندین ندونین چجوری بخندین که کسی کاری بهتون نداشته باشه چی کار میکنین؟
اگه بخواین به کسی نگاه کنین که شاید نباید نگاه کنین باید چی کار کنین؟
اگه از صبح تا شب از شدت استرس دانشگاه و حراست و ... حالتون بد باشه و حال تهوع داشته باشین چی کار میکنین؟
اگه وقتی به مردم و جوونای که تو بندن فکر بکنین جز غصه کاری ازتون بر نیاد چی کار میکنین؟
اگه تمام انگیزتونو برای زندگی از دست بدین چی کار باید بکنین؟
اگه سوال براتون پیش اومده باشه که نباید پیش بیاد چی کار میکنین؟
اگه تنهای تنها باشین و کسی نباشه که با شما بلند بشه چی کار میکنین؟
اگه به عدالت خدا شک داشته باشین چی کار میکنین؟
تورو خدا نگین خودم تنهایی همه کار میکنم که باورم نمیشه.دیگه زمان شعار گذشته.
منم زیاد میگفتم ولی...
